مسأله بنزین در ایران، امروز دیگر نه یک چالش مدیریتی ساده، بلکه به یک بحران ساختاری و چندلایه تبدیل شده است که تداوم نگاه پزشکمحور و تجویز مسکنهای موقتی برای آن، نه تنها دردی را دوا نمیکند، بلکه ریشههای این ناترازی را عمیقتر خواهد کرد. واقعیتهای حاکم بر زیرساختهای پالایشگاهی، استانداردهای قانونی و شرایط اقتصاد کلان نشان میدهد که راهکارهای آزموده و شکستخوردهای چون افزایش قیمت یا سهمیهبندی، معجزهای در پی نخواهند داشت. ناترازی بنزین در ایران محصول تقابل دو نیروی مخرب در سمت عرضه و تقاضاست که درمان آن نیازمند جراحی در ساختارهاست، نه فشار بر معیشت عمومی.
ریشههای بحران؛ از فرسودگی پالایشگاهها تا کاهش استانداردهای سوخت
در طول دهههای گذشته، مدیریت مصرف انرژی در ایران همواره تحتالشعاع تصمیمات کوتاهمدت قرار داشته است. هرگاه ناترازی میان تولید و مصرف بنزین به مرحله بحرانی رسیده، دولتها سادهترین مسیر یعنی دستکاری قیمتها یا محدود کردن دسترسی شهروندان از طریق سهمیهبندی را انتخاب کردهاند. این اقدامات مسکنی در کوتاهمدت شاید بتواند بهطور موقت و برای چند هفته یا چند ماه مصرف را به صورت تصنعی کنترل کند، اما به دلیل عدم اصلاح ریشههای مصرف، با گذشت زمان اثر خود را به سرعت از دست میدهد .

در سمت عرضه، زیرساختهای تولید و توزیع سوخت کشور تحت فشارهای شدید فنی و فیزیکی قرار دارند. حملات به پارس جنوبی، خوراک میعانات گازی پالایشگاهها و تأسیسات تولید فرآورده را تحت تأثیر قرار داد. همچنین به دلیل آسیب به تأسیسات انتقال و ذ ذخیرهسازی سوخت در ری، پالایشگاه تهران با محدودیتهای جدی در بهرهبرداری مواجه شد. در حوزه واردات نیز، تنشهای منطقهای و محاصره در جنوب در کنار آسیب به پالایشگاههای کشورهای شمال ایران، تأمین فرآورده از خارج را با چالش جدی مواجه کرده است.
علاوه بر این، فرسودگی شدید ساختاری پالایشگاهها به عنوان یک ابرچالش خودنمایی میکند. از میان ۱۰ پالایشگاه فعال کشور، ۷ پالایشگاه فرسوده بوده و به تعمیرات اساسی، اورهال و تحول تکنولوژیک فوری نیاز دارند. تکنولوژیهای قدیمی در این پالایشگاهها نه تنها بهرهوری تولید را کاهش داده، بلکه میزان هدررفت انرژی و تولید محصولات جانبی کمارزش مانند مازوت را افزایش داده است. در چنین شرایطی، بدون سرمایهگذاری کلان داخلی و خارجی برای نوسازی این واحدها، افزایش ظرفیت تولید واقعی بنزین غیرممکن خواهد بود.
دولتها برای جبران کسری شدید تولید، به سیاستهایی روی آوردهاند که خود به عامل تشدید مصرف تبدیل شدهاند. یکی از این سیاستها، استفاده از محصولات پتروشیمی (اکتانافزاها و ریفرمیت) برای تولید بنزین و کاهش استانداردهای زیستمحیطی سوخت است. بر اساس ماده ۲ آییننامه اجرایی قانون هوای پاک، با عبور مصرف کشور از مرز ۸۵ میلیون لیتر در روز، دولت عملاً الزامی به توزیع بنزین با استاندارد یورو ۴ ندارد. آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که از سال ۱۳۹۸ به بعد، میزان مصرف همواره فراتر از این آستانه بوده و استاندارد بنزین تولیدی فدای کمیت شده است.
چرا افزایش قیمت بنزین راهکار مؤثری نیست؟
سیاستهای مبتنی بر افزایش قیمت بنزین نه تنها با الگوهای علمی سازگاری ندارد، بلکه در یک اقتصاد تورمی فاقد کارایی است. در اقتصاد ایران، سیگنالهای قیمتی به سرعت توسط تورم بلعیده میشوند و اثر بازدارنده خود را بر تقاضا از دست میدهند. از دیدگاه اقتصاددانان توسعه، اصلاحات قیمتی بدون وجود بسترهای نهادی کارآمد، اصلاح تعرفهها، توسعه حملونقل عمومی کارآمد و ارتقای استاندارد خودروها، تنها به تشدید فقر، نابرابری و عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی منجر میشود.
تجربه تلخ سال ۱۳۹۸ گواه این مدعاست؛ پس از افزایش سه برابری قیمت بنزین، در طول سه ماه تورمی معادل ۶۸ درصد به اقتصاد کشور تحمیل شد. مصوبه سهنرخی کردن بنزین یا افزایش قیمت از ۳ هزار تومان به ۵ هزار تومان، تاثیر ناچیزی در حد ۲ تا ۳ درصد بر کاهش مصرف خواهد داشت و درآمد موثری نیز برای دولت ایجاد نمیکند، چرا که تورم ساختاری به سرعت اثر افزایش قیمت را خنثی خواهد کرد .
سیاستگذار به جای فرار از ریشههای اصلی بحران و متوسل شدن به مسکنهای آسیبزا، باید به سمت نوسازی پالایشگاهها، ارتقای کیفیت سوخت، خروج خودروهای فرسوده و سرمایهگذاری پایدار حرکت کند. معجزهای با افزایش قیمت بنزین رخ نخواهد داد؛ بحران بنزین با شوکدرمانی حل نمیشود، بلکه نیازمند نقشه راهی بلندمدت برای اصلاح ساختار تولید و مصرف انرژی در کشور است. تکرار سیاستهای شکستخورده گذشته تنها فشار معیشتی بر مردم را افزایش میدهد، بدون آنکه گرهی از ناترازی انرژی کشور باز کند.

**رضا معنوی**
دبیر گروه سیاسی و تحلیلگر ارشد
رضا معنوی روزنامهنگار سیاسی و تحلیلگر مسائل راهبردی با بیش از سیزده سال تجربه حرفهای در حوزه خبرنگاری سیاسی، تحلیل رویدادهای داخلی و منطقهای و گزارشنویسی تحقیقی است. تمرکز اصلی وی بر تحولات سیاسی ایران، مسائل خاورمیانه و دیپلماسی منطقهای میباشد.
**تحصیلات**
وی دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران و کارشناسی روابط بینالملل از دانشگاه علامه طباطبایی است. همچنین دورههای تخصصی تحلیل ژئوپلیتیک، امنیت ملی و روزنامهنگاری تحقیقی را در مراکز معتبر داخلی گذرانده است.
**سوابق حرفهای**
معنوی فعالیت حرفهای خود را از اواخر دهه هشتاد به عنوان خبرنگار سیاسی در روزنامههای سراسری آغاز کرد. با گسترش فعالیتهایش در حوزه تحلیل سیاسی، وی موفق به تولید گزارشهای متعددی در زمینه تحولات داخلی، انتخابات، سیاست خارجی و مسائل امنیتی شد.
وی از سال ۱۳۹۹ به تیم تحریریه مجله خبری ارتباط ما پیوسته و به عنوان دبیر گروه سیاسی و تحلیلگر ارشد در این رسانه فعالیت میکند. در این مدت، تحلیلهای عمیق و گزارشهای تحقیقی وی درباره تحولات سیاسی ایران و منطقه، مورد توجه فعالان سیاسی و مخاطبان علاقهمند قرار گرفته است.
**تخصصها و حوزههای کاری**
تخصص اصلی معنوی در تحلیل تحولات سیاسی داخلی، بررسی سیاست خارجی ایران و مسائل امنیتی خاورمیانه است. وی همچنین در زمینه گزارشنویسی تحقیقی، تحلیل اسناد سیاسی و مصاحبه با چهرههای سیاسی تجربه قابل توجهی دارد.
**روششناسی حرفهای**
رویکرد معنوی در تحلیل سیاسی مبتنی بر پایش مستمر منابع خبری، اعتبارسنجی چندلایه اطلاعات و پرهیز از تحلیلهای شتابزده است. وی در گزارشهای خود بر تفکیک واضح میان خبر و تحلیل، رعایت انصاف و بیطرفی و توجه به همه جوانب موضوع تأکید دارد.
**عضویت در نهادهای تخصصی**
وی عضو انجمن علوم سیاسی ایران و انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران است و در کارگروههای تخصصی مرتبط با مسائل راهبردی و امنیت ملی مشارکت دارد.