نامهنگاری اخیر ۱۸۰ پژوهشگر حوزه اقتصاد و علوم اجتماعی به رئیسجمهور، بحث داغی را در محافل رسانهای پیرامون لزوم کاهش هزینههای دولت و چگونگی اصلاح بودجه برانگیخته است. اما آنچه در این میان گاه به بیراهه میرود، هدفگذاری اشتباه و تقلیلگرایانه برخی فعالان به سمت حذف بودجه فرهنگی است. کارشناسان و مراکز پژوهشی معتبر تأکید دارند که این رویکرد نه تنها راهگشا نیست، بلکه به تضعیف آخرین سنگر دفاعی جامعه در برابر تنشها و آسیبهای اجتماعی منجر خواهد شد و چاقوی اصلاح بودجه باید به جایگاههای واقعی اتلاف منابع، یعنی "حیات خلوتهای مالی" و بنگاههای ناکارآمد نشانه رود.

واقعیتسنجی چالشهای بودجهای؛ چرا حذف بودجه فرهنگی راهحل نیست؟
در شرایطی که کشور با چالشهای اقتصادی متعدد و کسری بودجه دست و پنجه نرم میکند، طرحهای پیشنهادی برای کاهش هزینهها مورد استقبال است. اما تبدیل این مطالبه به حذف بودجه فرهنگی از سوی برخی جریانات رسانهای، بر پایه یک پیشفرض نادرست استوار است: اینکه فرهنگ صرفاً "هزینهزا" است و میتوان با حذف آن، مشکلی از مشکلات مالی کشور را حل کرد. این نگاه، صورتمسئله را پاک میکند و از درک نقش حیاتی فرهنگ در کاهش هزینههای پنهان اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی غافل است. کشوری که بنیانهای فرهنگی مستحکمی ندارد، ناگزیر است منابع بسیار بیشتری را صرف مقابله با بحرانهای ناشی از شکافهای اجتماعی، آسیبها و بیاعتمادی کند.
فرهنگ؛ ستون فقرات کشور و سپر دفاعی جامعه در برابر آسیبها
برخلاف تصور رایج، فرهنگ کالایی لوکس یا هزینهای اضافی نیست، بلکه زیربنای نظم اجتماعی و انسجام ملی است. در موضوعاتی چون سبک زندگی، حجاب یا کاهش شکافهای اجتماعی، اغلب مسئولان بر اهمیت "فرهنگسازی" تأکید میکنند. این اذعان به اهمیت فرهنگ نشان میدهد که بسیاری از معضلات جامعه ریشههای عمیق فرهنگی دارند و راهحل آنها نیز در بستر فرهنگسازی و سرمایهگذاری فرهنگی نهفته است. حذف یا کاهش بودجه فرهنگی در واقع، به معنای نادیدهگرفتن این حقیقت و تضعیف توان جامعه برای مواجهه با چالشهای پیچیده است. فرهنگ، آخرین دیوار دفاعی در برابر فروپاشیهای اجتماعی است و قربانی کردن آن، در واقع به مثابه خودسوزی نرم سرمایه اجتماعی است.
تمرکز بر ریشههای واقعی بحران: حیات خلوتهای مالی و بنگاههای ناکارآمد
بحران کسری بودجه ریشههای عمیقتری دارد که کاملاً اقتصادی و ساختاری هستند. این ریشهها را باید در کانونهای اتلاف منابع و ناکارآمدی جستوجو کرد، نه در بودجه فرهنگی. مهمترین این کانونها شامل هلدینگهای مالی ناکارآمد و شرکتهای زیانده شبهدولتی است؛ نهادهایی که سالهاست بدون شفافیت کافی و با اتکا به رانت، منابع عظیمی را مصرف کرده و زیان تولید میکنند. همچنین، پروژههای نیمهتمام که بدون برنامهریزی جامع آغاز شده و سالهاست منابع مالی را به خود اختصاص دادهاند، سیستم ارزی چندلایه که خود منبع رانت و فساد بوده و به اقتصاد کشور آسیب میرساند، و حسابدهی غیرشفاف و فقدان نظارت مؤثر از دیگر عوامل اصلی هستند. اگر هدف، اصلاح بودجه و کاهش هزینهها است، منطقیتر آن است که چاقوی جراحی به این "حیات خلوتهای مالی" که عملاً بیتالمال را میبلعند، زده شود.
تأیید کارشناسان و مراکز پژوهشی بر نقش حیاتی بودجه فرهنگی
این ادعا که بودجه فرهنگی باید حفظ شود، صرفاً یک دیدگاه نظری نیست، بلکه مستند به پژوهشها و گزارشهای رسمی است:
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات: این مرکز که وظیفه "رصد فرهنگی" کشور را بر عهده دارد، تأکید میکند که فقدان امید اجتماعی، احساس امنیت فرهنگی و انسجام در یک جامعه، به شکست هر طرح توسعهای، حتی در زمینه اقتصادی، منجر میشود. گزارشهای این پژوهشگاه بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ نشان داده است که "سرمایه فرهنگی" رابطه مستقیمی با کاهش تنش اجتماعی دارد.
مرکز پژوهشهای مجلس: این مرکز نیز در تحلیل لوایح بودجه سالهای گذشته، به صراحت بیان کرده که بودجه فرهنگی بخش مهمی از "زیرساخت اجتماعی کشور" است و کاهش آن میتواند "شاخص همبستگی" و "سرمایه اجتماعی" را تضعیف کند. سرمایه اجتماعی شامل مولفههایی چون اعتماد متقابل، مشارکت عمومی و شبکههای ارتباطی است که برای توسعه پایدار و مقابله با بحرانها ضروری است.
تبعات جبرانناپذیر حذف بودجه فرهنگی بر انسجام ملی و رفاه ذهنی
در شرایط کنونی که کشور بیش از هر زمان دیگری به مشارکت، همدلی، تحمل اجتماعی و کاهش دوقطبیسازی نیاز دارد، تضعیف بودجه فرهنگی به معنای تضعیف این مؤلفههاست. فرهنگ نه تنها باعث کاهش آسیبهای اجتماعی میشود، بلکه مستقیماً بر ارتقای رفاه ذهنی شهروندان و افزایش چشمانداز اقتصادی آنها تأثیرگذار است. جامعهای که سطح امید و انسجامش پایین بیاید، ناگزیر است هزینههای سنگینتری را در قالب افزایش بیکاری، مهاجرت، بیماریهای روانی (مانند افسردگی)، و ناامنی پرداخت کند. بنابراین، حفظ و تقویت بودجه فرهنگی نه صرفاً یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده پایدار و امن جامعه است.
نتیجهگیری:
دفاع از بودجه فرهنگی به معنای تقدیس مطلق آن یا مصوندانستن آن از نقد نیست؛ بیشک همواره فرصت برای بهینهسازی و افزایش بهرهوری در این حوزه وجود دارد. اما هنگامی که ریشههای بحرانهای مالی، ساختاری و اقتصادی هستند، زدن سرشاخه فرهنگ تنها به مثابه پاککردن خاکستر است نه خاموشکردن آتش واقعی. اصلاح بودجه یک ضرورت انکارناپذیر است، اما این اصلاح باید با نگاهی تحلیلی و واقعبینانه، از کانونهای اتلاف منابع و "حیات خلوتهای مالی" آغاز شود؛ همانجایی که هزاران میلیارد تومان از بیتالمال به هدر میرود. تضعیف فرهنگ در واقع تضعیف ستون فقرات کشور و از بین بردن آخرین سنگر دفاعی جامعه در برابر تنشهاست.
مطالب مرتبط
- استاندار کرمان بر لزوم مشارکت جامعه محلی در توسعه پایدار و رفع محرومیتهای استان تاکید کرد
- ترامپ با اهداف اقتصادی و سیاسی به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا چشم دوخته است
- برنامهریزی شرکت ملی گاز برای جذب سرمایه در ۶۸ پروژه پربازده صنعت گاز آغاز شد
- ترامپ با اهداف اقتصادی و سیاسی به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا چشم دوخته است
سلام، من رضا معنوی هستم؛ ۳۹ ساله و عضو تیم مجله خبری ارتباط ما. سالهاست در حوزه رسانه فعالیت میکنم و تلاش میکنم خبرها را شفاف، سریع و قابل اعتماد در اختیار شما قرار دهم


