اندیشمندان انقلاب اسلامی از خودآگاهی قدسی تا نفوذ بینش‌های ناهمگون هشدار داده بودند

5712497

تحلیلی از دیدگاه‌های متفکران برجسته انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که ریشه‌های این حرکت عظیم در "خودآگاهی قدسی" انسان ایرانی نهفته است و از همان آغاز، نسبت به نفوذ و ائتلاف با بینش‌های ناخالص، هشدارهای جدی داده شده است. این هشدارها که توسط شهیدان آیت‌الله مرتضی مطهری و آیت‌الله دکتر بهشتی مطرح شده، امروز نیز در مواجهه با چالش‌های نوین از جمله فضای مجازی، همچنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

تبیین ماهیت انقلاب اسلامی: از خودآگاهی قدسی تا روح اسلام ناب

مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در یادداشت اخیر خود تأکید می‌کند که گفتگو و مباحثه از مولفه‌های اصلی متفکران نسل اول انقلاب، نظیر شهید مطهری و شهید بهشتی، بوده است؛ نه پدیده‌ای وارداتی از لیبرال‌های متاخر. به گفته وی، شهید مطهری ماهیت انقلاب را سنگ محکی برای قضاوت و واقعیتی بنیادین و ارزشی می‌دانست که راه آینده انقلاب را تعیین می‌کند. ما در عصر "پساانقلابی" قرار داریم و نباید خود را با معیارها و مفاهیم "لیبرال دموکراسی" تعریف کنیم.

ماهیت این عالم تاریخی جدید، به باور بزرگان انقلاب، حاصل "خودآگاهی قدسی انسان ایرانی" است. این خودآگاهی، نسبت جدیدی با آسمان را رقم زده و "عالم و آدم دینی" را محقق ساخته است. شهید مطهری تصریح می‌کند که روح انقلاب اسلامی، اسلام بوده است و لذا نمی‌توان در چنین فضایی از وفاق سکولار، ایران سکولار، سیاست سکولار و علوم انسانی سکولار سخن گفت. این ایده‌ها، نه تنها با ایده انقلاب اسلامی در تضاد هستند، بلکه در معنایی عمیق، ضد انقلاب محسوب می‌شوند.

تصویر: `image`

درس‌های انقلابی از مطهری: پرهیز از ائتلاف با بینش‌های غیرانقلابی

شهید مطهری از همان سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، در مواجهه با بحث ائتلاف با نیروهای مارکسیست و التقاطی، استدلال‌های سه‌گانه‌ای را مطرح ساخت که بصیرتی عمیق در خصوص حفظ اصالت انقلاب اسلامی به دست می‌دهد. برخی از انقلابیون آن زمان، دوره مبارزه سیاسی را زمان مناسب برای مباحثه تئوریک نمی‌دانستند یا اتحاد بر سلب و نفی دشمن مشترک را کافی می‌پنداشتند. اما مطهری با این دیدگاه مخالف بود:

تفاوت در هدف: ایشان تأکید داشت که هدف، "انقلاب اسلامی" است نه "مطلق انقلاب". بنابراین، در هدف با این گروه‌ها تفاوت بنیادی وجود دارد.

خطر دگردیسی: شهید مطهری نگران "استحاله ارتباطی" نیروهای اصیل انقلاب بود که مبادا بر اثر این ائتلاف‌ها دچار دگردیسی اعتقادی شوند، اتفاقی که بعدها برای بخشی از نیروها رخ داد.

سهم‌خواهی و منازعه: ایشان پیش‌بینی می‌کرد که این افراد پس از پیروزی به دنبال سهم‌خواهی از قدرت خواهند رفت و زمینه منازعه را فراهم خواهند آورد.

حتی در دوران پس از انقلاب و طرح ایده حکومت ائتلافی، شهید مطهری قاطعانه ایستادگی کرد. او معتقد بود که کنش گروه‌های ائتلافی اندک و منفی بوده و مهم‌تر اینکه، اصلاً امکان "وفاق ناگفتمانی" وجود ندارد. انقلاب اسلامی تجزیه‌ناپذیر است و "وفاق بر سر اسلام محض" معنا پیدا می‌کند؛ چرا که مدار همبستگی، بیش از خود همبستگی اهمیت دارد.

هشدار شهید بهشتی درباره «دوگانگی فرساینده» در رهبری انقلاب

شهید آیت‌الله دکتر بهشتی نیز با درک عمیق از آینده، در نامه‌ای محرمانه به امام خمینی (ره)، از پدیده‌ای به نام "دوگانگی فرساینده" یاد می‌کند. ایشان این دوگانگی را ناشی از تقابل دو "بینش" در میان مدیران کشور می‌دانست که حتی پس از استعفای دولت موقت و تلاش برای گسترش مشارکت، به تضادی عمیق‌تر منجر شده بود.

شهید بهشتی این دو بینش را چنین توصیف می‌کند:

بینش اول: معتقد به اجتهادی پویا اما سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت. در برابر بیگانگان، تکیه بر توکل به خدا و توان اسلامی دارد و خواهان حفظ فرهنگ اصیل و مستقل اسلامی در عین پیشرفت است. این بینش در گزینش مسئولان بر شرایطی تکیه می‌کند که جامعه را به سوی امامت متقین رهبری کند.

بینش دوم: در پی برداشت‌های بینابین، در برابر دشمنان لرزان و لغزان، و با حفظ نام اسلام، درها را به سوی ارزش‌های ضد اسلامی و بیگانه باز می‌کند. این بینش راه را برای نفوذ "بی‌مبالات‌ها" یا "کم‌مبالات‌ها" به مناصب مدیریتی و حاکمیت بر سرنوشت انقلاب اسلامی هموار می‌سازد.

بهشتی در انتهای نامه خود هشدار می‌دهد که این دوگانگی به تشتت امور مردم و تحت فشار قرار گرفتن اقلیت مؤمنی که در راه اسلام اصیل کوشیده‌اند، منجر خواهد شد. این نگرانی، به گفته جمشیدی، مورد تایید امام خمینی (ره) نیز بوده است؛ چنانکه امام (ره) خود اقرار داشته‌اند که "ما اصلاً اشتباه کردیم راه به ورود به حاکمیت را برای کسانی که بینش خالص اسلامی نداشتند گشودیم."

چالش‌های معاصر و تداوم هشدارها: حکمرانی سایبری و نفوذ بینش‌های متضاد

امروز، با گذشت دهه‌ها از آن هشدارها، بسیاری از اتفاقاتی که شهید بهشتی پیش‌بینی کرده بود، در فضایی نوین در حال رخ‌دادن است. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، به بستری برای تغییر سبک زندگی تبدیل شده‌اند، در حالی که حکمرانی در این فضا به درستی انجام نمی‌شود. این عدم حکمرانی و گسترش "بینش‌های" نامنظم و متضاد، همان تضاد بنیادینی است که بزرگان انقلاب اسلامی از آن بیم داشتند.

درس‌های تاریخی و هشدارهای فکری شهیدان مطهری و بهشتی، نه تنها برای دوران خودشان، بلکه برای مواجهه با چالش‌های پیچیده کنونی، از جمله نفوذ فرهنگی و تغییر سبک زندگی از طریق ابزارهای نوین ارتباطی، همچنان راهگشاست. حفظ "بینش خالص اسلامی" و جلوگیری از نفوذ "تفکرات متضاد" در هر سطحی از جامعه و حکمرانی، از مهم‌ترین اصولی است که برای تداوم و سلامت انقلاب اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد. این بازخوانی، فرصتی است برای نگاهی عمیق‌تر به مبانی و آینده این حرکت سرنوشت‌ساز.

مجله خبری ارتباط ما


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *